خانه ما طبقه هفتم آپارتمانی در امیریه است و بالکنمان رو به جنوب. قبل از ساعت ۹صبح، صدای انفجاری آمد.

پرچم

همشهری آنلاین: بعد از دوهفته جنگ و خرابی، از شدت و تعداد انفجارها، لرزش پنجره‌ها و دیوارها، می‌توانی دوری و نزدیکی محل اصابت را تشخیص بدهی. این یکی از ما دور بود؛ اما از بالکن می‌شد تماشایش کرد. حجم عظیمی از دود خاکستری به آسمان بلند بود. همسرم گفت: «اونجا جوادیه نیست؟» گفتم: «چرا.» دخترم هم سرک کشید و گفت: «پشت اون پرچم رو زده‌ن، ببینید!»

دقیق‌تر که نگاه کردیم، میله‌ بلندی را دیدیم که از همه آپارتمان‌ها بالاتر بود؛ و پرچم سه‌رنگی که در هوا تاب می‌خورد. کمی بعد، وقتی دود و خاک نشست، چیزی که هنوز داشت کار خودش را می‌کرد، پرچم ایران بود. خودش را به باد صبح تهران سپرده بود؛ بی‌اعتنا به بمب‌ها، جنگنده‌ها و پهپادها، تکان می‌خورد برای خودش؛ پرچمی که مال ماست، برآمده از این خاک، برافراشته بر سر ایرانیان...

کد خبر 1029442

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار فرهنگ عمومی

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha